الشيخ أبو الفتوح الرازي

17

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ ) * ( 1 ) ، آيت در وليد بن عقبة بن [ ابى ] ( 2 ) معيط آمد كه رسول - عليه السلام - او را به بنى المصطلق فرستاد بعد از وقعهء كارزار تا از ايشان صدقه بستاند - و ميان ( 3 ) ايشان در جاهليّت عداوتى بود - چون قوم او را بديدند ( 4 ) به استقبال او آمدند براى تعظيم فرمان رسول - عليه السلام - او گمان برد ( 5 ) كه ايشان او را بخواهند كشت ( 6 ) ، بترسيد از ايشان و با نزديك رسول - عليه السلام - آمد و گفت يا رسول اللَّه ، بنى المصطلق مرتد شدند و صدقه ندادند ( 7 ) مرا بخواستند كشت . رسول را - عليه السلام - خشم [ 6 - پ ] آمد و عزم كرد كه به غزاى ايشان رود . ايشان بيامدند و گفتند : يا رسول اللَّه رسول تو بيامد ، ما به كرامت او را استقبال كرديم . چون ما را بديد برگرديد و باز پس آمد ، ندانيم تا سبب چه بود ؟ اكنون بيامديم ( 8 ) ، گفتيم نبايد كه ( 9 ) حال خلاف ( 10 ) راستى انهاء كند ( 11 ) كه از آن تو را تغيير ( 12 ) و خشمى پديد آيد ، و صدقات معدّ است تا كسى آيد و بستاند . رسول - عليه السلام - باور نداشت ايشان را و تهمت بود او را در كار ايشان ( 13 ) . خالد وليد را بخواند و او را در سرّ گفت : برو و بنگر اگر بر ايشان شعار اسلام بينى و آثار مسلمانى صدقهء ايشان بستان و بازگرد ، و اگر خلاف ( 14 ) اين باشد با ايشان آن كن كه با كافران كنند . او بيامد ، نماز ديگر آنجا رسيد . ايشان - بر عادت بانگ نماز [ شام ] ( 15 ) و خفتن بكردند ( 16 ) و نماز كردند ( 17 ) تا او

--> ( 1 ) . كا اين . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد . ( 3 ) . آد ، گا او و . ( 4 ) . آد ، گا : چون بنزديك ايشان رسيد قوم . ( 5 ) . آد ، گا ، لا : او بترسيد و گمان برد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : كشتن . ( 17 - 7 ) . آد ، كا ، گا ، لا و . ( 8 ) . آج ، لا و . ( 9 ) . كا او . ( 10 ) . لا : حالى بخلاف . ( 11 ) . آد ، گا : راستى باز نمايد . ( 12 ) . كا ، لا : تغيّرى . ( 13 ) . كا : و در كار ايشان متردّد بود . ( 14 ) . كا ، لا : بخلاف . ( 15 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 16 ) . آد ، گا ، لا : بگفتند .